بديع الزمان فروزانفر
395
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
[ ذكر دانش خرگوش و بيان فضيلت و منافع دانستن ] گوش خر به فروش و ديگر گوش خر * كاين سخن را در نيابد گوش خر گوش خر : گوشى است كه بمحسوس قناعت كند و سخن غيب نشنود و يا گوشى كه از علوم نقلى و از تقليد نگذشته باشد . در توضيح آن به بيت ذيل توجه فرماييد : راه حس راه خرانست اى سوار * اى خران را تو مزاحم شرم دار مثنوى ، ج 2 ، ب 48 رو تو روبه بازى خرگوش بين * مكر و شير اندازى خرگوش بين روبه بازى : مكارى و حيلهگرى . نظير : همچو آن روبه كم اشكم كنيد * پيش او روباه بازى كم كنيد مثنوى ، ج 1 ، ب 3137 نيز ، جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمهى مجلد هفتم ديوان كبير مولانا ، انتشارات دانشگاه طهران ، در ذيل : روباه شانگى ، روبه عيارى . خاتم ملك سليمان است علم * جمله عالم صورت و جان است علم خاتم سليمان : انگشترى سليمان كه مطابق روايات ، پادشاهى و شوكت و قدرت او بدان باز بسته بود و بسبب تاثير آن ، جن و انس و ديو و پرى و مرغان و دد و دام بفرمان وى بودند . جع : قصص الانبياء ثعلبى ، چاپ مصر ، ص 273 ، قصص الانبياء ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 289 ، 305 . آدمى را زين هنر بىچاره گشت * خلق درياها و خلق كوه و دشت